![]() |
![]() |
|
| بخششی درکار نیست.ما محکومیم.محکوم به زندگی، محکوم به عاشقی، محکوم به نیستی..... . ما نابخشودگانیم. |
|
تو را دوست می دارم تو را به جای همه مردانی که نشناخته ام ، دوست می دارم تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام، دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام، دوست می دارم تو را برای برفی که آب می شود، دوست می دارم تو را برای دوست داشتن، دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نمی دارم، دوست می دارم تو را به خاطر دوست داشتن ، دوست می دارم برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت لبخندی که محو شد و هیچ وقت نشکفت، دوست می دارم تو را به خاطر خاطره ها، دوست می دارم تو را برای پشت کردن به آرزوهای محال، به خاطر نابودی توهم وخیال ، دوست می دارم تو را برای دوست داشتن، دوست می دارم تو را به خاطر گونه ی زرین آفتاب گردان برای بنفشی بنفشه ها ، دوست می دارم تو را به خاطر دوست داشتن، دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که ندیده ام، دوست می دارم تو را برای لبخند تلخ لحظه ها پرواز شیرین خاطره ها دوست می دارم تو را به اندازه همه کسانی که نخواهم دید، دوست می دارم اندازه قطرات باران، اندازه ستارگان آسمان، دوست می دارم تو را به اندازه خودت، اندازه آن قلب پاکت، دوست می دارم تو را برای دوست داشتن، دوست می دارم تو را به جای تمام کسانیکه دوست نمی دارم، دوست می دارم دوستت دارم................... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 2:4 توسط ریحانه |
|
|
تنها نگاه بود و تبسم میان ما تنها نگاه بود و تبسم! اما...نه، گاهی از تب هیجان ها بی تاب می شدیم گاهی که قلب هایمان می کوفت سهمگین گاهی که سینه هامان چون کوره می گداخت دست تو بود و دست من- این دوستان پاک- کز شوق سر به دامن هم می گذاشتند وز این پل بزرگ- پیوند دست ها- دل های ما به خلوت هم راه داشتند یکبار نیز اگر یادت باشد وقتی تو راهی سفر بودی یک لحظه،وای تنها یک لحظه سر روی شانه های هم آوردیم با هم گریستیم... تنها نگاه بود و تبسم میان ما ما پاک زیستیم... ای سر کشیده از صدف سال های پیش ای بازگشته از سفر خاطرات دور آن روزهای خوب تو آفتاب بودی بخشنده، پاک، گرم من مرغ صبح بودم مست و ترانه گو اما در آن غروب که از هم جدا شدیم شب را شناختیم. در جلگه غریب و غم آلود سرنوشت زیر سم سمند گریزان ماه و سال چون باد تاختیم در شعله بلند شفق ها غمگین گداختیم جز یاد آن نگاه و تبسم مانند موج ریخت به هم هر چه ساختیم ما پاک سوختیم ما پاک باختیم... ای سر کشیده از صدف سال های پیش ای بازگشته، ای به خطا رفته ! با من بگو حکایت خود، تا بگویمت اکنون من و توایم و همان خنده ونگاه آن شرم جاودانه آن دست های گرم آن قلب های پاک وان رازهای مهر که بین من و تو بود ما گرچه در کنار هم اینک نشسته ایم بار دگر به چهره هم چشم بسته ایم دوریم هردو، دور! با آتش نهفته به دل های بی گناه تا جاودان صبور ای آتش شکفته، اگر او دوباره رفت در سینه کدام محبت بجویمت؟ ای جان غم گرفته، بگو، دور از آن نگاه در چشمه کدام تبسم بشویمت؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 0:54 توسط ریحانه |
|
یکی دیوانه ای آتش برافروخت در آن هنگامه جان خویش را سوخت همه خاکسترش را باد می برد وجودش را جهان از یاد می برد تو همچون آتشی ای عشق جانسوز من آن دیوانه مرد آتش افروز من آن دیوانه آتش پرستم در این آتش خوشم تا زنده هستم بزن آتش به عود استخوانم که بوی عشق برخیزد زجانم خوشم با این چنین دیوانگی ها که می خندم به آن فرزانگی ها به غیر از مردن و از یاد رفتن غباری گشتن و بر باد رفتن در این عالم سرانجامی نداریم چه فرجامی؟که فرجامی نداریم لهیبی همچو آه تیره روزان بساز ای عشق و جانم را بسوزان بیا آتش بزن خاکسترم کن مسم در بوته هستس زرم کن!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 23:32 توسط ریحانه |
|
عشق یعنی قطره قطره آب شدن..... در وفور اشک یار گریان شدن........ عشق یعنی بردلی چیره شدن....... دست از جان شستن و مجنون شدن..... عشق یعنی در حضور باران طوفان شدن..... در کنار قاصدک رقصیدن و پرپر شدن.... عشق یعنی در عمق قلب یار ساکن شدن..... عشق یعنی در پی باد رفتن و راهی شدن.... از فراز کوهها گذشتن و پیدا شدن..... |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم فروردین 1387ساعت 0:2 توسط ریحانه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خواستم زندگی کنم، راهم را بستند. ستایش کردم، گفتند خرافات است. عاشق شدم،گفتند دروغ است.گریستم،گفتند بهانه است. خندیدم، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، می خواهم پیاده شوم.
......................................... پروانه وار چشم به او دوخته بودم انگاه که بیدار شدم سوخته بودم خاکستر من بر سر ان شمع فرو ریخت این بود وفایی که من اموخته بودم. |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|